X
تبلیغات
رایتل
پرسه در خاک غریب
یادداشتهای حسین میرحسینی
www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos from My pix. Make your own badge here.
آرشیو
شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1386
کنسرت شجریان
من از موسیقی خیلی سر در نمیارم اما چون یه عمریه این موسیقی اطرافم جریان داره یه چیزایی حس می کنم.
به نظر من کار دیشب شجریان خوب بود. همین. هیچ چیز بوی تازگی نداشت.
بخش اول دوتا تصنیف تکراری داشت که کار خود شجریان بود. تصنیفهای "سرو چمان" و "سخن عشق". رونداز کمانچه شروع شدن و به تار رسیدن هم تکرار میشد تو این قسمت.
بخش دوم کلا بهتر بخش اول بود و اکثر کارها اثر فرج پوری بود. به جز تصنیفها.
نکته بسیار آزار دهنده خوندن تصنیفها توسط پدر و پسر بود. همون چیزی که پدر می خوند پسر تکرار می کرد. این من را یاد امتحان املا کلاس پنجم می انداخت که به خاطر بزرگی سالن دو نفر دو طرف میایستادند و اولی املا می گفت و دومی عینا تکرار می کرد. خوبی کارهای قبلی این بود که هرکدوم یک بیت یا مصرع می خوندند و موسیقی حرکت میکرد. یا صدا در صدا می خوندند که لطف خودش را داشت. همخوانی تو این کنسرت فقط در یک بیت وجود داشت.
صدای عود قشنگه اما وقتی صدای تار بلند میشه عود تموم میشه! وجود عودنواز فقط به این کمک میکرد که شجریان در مرکز باشه!
صدای تار و کمانچه قشنگ بود و به دل می نشست وبه قولی هر دو خوش پنجه بودند. تصنیف آخر برنامه هم که خارج از برنامه اجرا شد قشنگ بود...
ملت هم عشق دست! از هر سکوت بین قطعات برای تشویق استفاده می کردند.

به طور کلی برای من بیش از دو ساعت موسیقی سنتی گوش کردن هرچند تکراری هم باشه می تونه لذت بخش باشه. اما این موسیقی حرکت به جلو نداره. جذاب نیست. آدمهای مثل لطفی، علیزاده، کلهر و ... همیشه چیزی تازه آوردند که جذاب بوده و علاوه بر اون روی فرم هم کار کردند (مثل چیزی که تو تصنیف درخواستی هم بود. خوندن گروه یا ضرب گرفتن کمانچه یا... ). به نظر من وقتی چیزی تازه برای گفتن نیست میشه روی فرم کار کرد حداقل. مثلا به جای اینکه ترانه سرو چمان را پسر فقط تکرار کنه به روش دیگری همخوانی می کردند یا ...همین

تعداد بازدیدکنندگان : 75689


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها